کسی تنها نمی مونه
لالایی ماه و مهتابه لالایی مونس خوابه لالایی قصه گلهاست پر از آفتاب پر از آبه لالایی رسم و آیینه لالایی شعر شیرینه روون و صافه و ساده زلاله مثل آیینه لالایی گرمی خونه لالایی قوت جونه لالایی میگه یک شب...
نویسنده :
مامان فرهام
15:44
آفرین پسرم تو می تونی ....
کولیک لعنتی و حساسیت به پروتئین شیر گاو
فکر کنم آرزوی هر مادری این باشه که هر بلایی سرش بیاد اما بچه اش یکذره هم ناراحت نباشه ، اکثر بچه ها چند ماه اول زندگیشون از دست این دل درد لعنتی امون ندارن و اذیت می شن ، گل پسر ماهم این مشکل رو داره فقط خدا می دونه تو این چند ماه ما چی کشیدیم و چقدر اذیت شدیم از انواع و اقسام دکتر ها گرفته تا انواع و اقسام داروهای ایرانی و خارجی ... طفلکی بعد از خوردن هر وعده شیر اینقدر به خودش می پیچه و بی تابی می کنه تا هضم بشه ، شبها هم که حالت تهوع می گرفت و مدام بالا می آورد که مشخص شد به پروتئین شیر گاو حساسیت داره و دکتر به من رژیم کامل شیر گاو و مشتقات اونو داده اما خوب خدا رو شکر با این رژیم حالت تهوعش خوب خوب شده و دل دردها هم روز به ر...
نویسنده :
مامان فرهام
15:42
اولین ددر 20/03/1390
وای خدای من امروز چقدر چیزهای جدید دیدم آسمون آبی ،گلهای رنگارنگ ،درختهای سبز و خوشگل... اونم مامانمه که یکی یکی همه چی رو بهم نشون داد و منو حسابی گردوند . امروز اونقدر به من خوش گذشت که اصلا نق نزدم و فقط مشغول کشف دنیای قشنگ اطرافم بودم. ...
نویسنده :
مامان فرهام
15:06
لالایی برای پسرم
لالالالا،گلم بودی انیس و مونسم بودی برو لولوی صحرایی از این بچه ام چه می خواهی لالالالا،گل نسرین بیرون رفتن درو بستین منو بردین به هندستون شوهر دادین به کردستون بیارین تشت و آفتابه بشورین روی شهزاده که شهزاده خدا داده ...
نویسنده :
مامان فرهام
14:56
خونه مامان جون
نمی دونم چرا می یام خونه مامان جون اینقدر پسر خوبی می شم و کمتر گریه می کنم ... آها فهمیدم از بس بهم می رسن و باهام بازی می کنن ، همه دورم جمع می شن و هر کی واسه خندوندن من یک کاری می کنه ، آخه خوشبختانه سالیانه ساله که نی نی نداشتن و حسابی خوش بحال من شده، منم از فرصت استفاده می کنم و حسابی آبروی مامانمو که همش بلده پشت سر من حرف بزنه و بگه فرهام همش گریه می کنه وپدرمو دراورده ،می برم و برعکس خونه خودمون همش یا در حال لالا هستم یا می خندم ... مامان جونی و باباجونی و خاله مونا خیلی دوستتون دارم ...... ...
نویسنده :
مامان فرهام
10:03









